موسسه فرهنگی هنری علیمرادیان نهاوند | nahavandacai.ir

به‌روز شده در: ۱۵:۳۵ - ۱۶ تير ۱۳۹۰
كدخبر: 634
تاريخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۴
آن روزها و این روزها
آن روزها و این روزها
عبدالحسین جلالوند . اسیری از خیل آزادگان
 26مرداد سالروز ورود آزادگان مظلوم به کشور است که بدون شک یکی از بزرگ‌ترین رویداد‌های تاریخی این سرزمین در جهت شادی، همراهی و همدلی مردم عزیز کشورمان به‌شمار می‌رود؛ آنها که یعقوب‌وار، یوسف‌های خود را بدون انتساب خانوادگی به آغوش کشیدند و زیباترین غنچه‌های انتظار را شکوفا کردند. تصاویری که سوال‌های بسیاری را به‌وجود آورد و تاکنون کمتر به آنها پاسخ داده و یا شنیده شده است. آنچه بر عظمت آن می‌افزود لطف و عنایت حضرت حق بود همان الطافی که جناب یوسف (ع) را از قعر چاه حسادت و تکبر برادران به اوج عزت، سربلندی، گذشت، مهربانی وتدبیر هدایت کرد. یادآوری آن روزها هر آزاده‌ای را به مرور خاطرات سخت و دشوار و پربرکت اسارت وامی‌دارد که به‌رغم تمام مشکلات چگونه با وجود اختلاف فرهنگی، اعتقادی و سلیقه‌ای با محور قراردادن مشترکات خود سال‌ها در کنار هم به بهترین شکل ممکن این ایام را سپری کردند. در دوران اسارت، تقابل بیشتر در برخورد با عراقی‌ها بود و در بین بچه‌ها تامل، تحمل و تعامل با یکدیگر بود که به چشم می‌آمد و آنچه اسارت را قابل تحمل می‌کرد دفاع از مرز وبوم و انقلاب بود که به خاطر آن اسیر شده بودیم. اسارتی که هیچ تجربه‌ای از آن وجود نداشت اما همان هدف مشترک، عزم‌ها را در زندان‌های عراق، راسخ‌تر از پیش می‌کرد و آنچه این اراده را تقویت می‌کرد رهنمود‌های قرآن کریم و پپیشوایان دین (علیهم السلام) بود که از زبان دوستان هم‌اسارتی بیان می‌شد. رهنمودهای اخلاقی و مبارزه با نفس که یکی از بزرگ‌ترین موهبت‌های الهی این دوران به شمار می‌آید.  از فرامین پیامبر اکرم (ص) در پایان هر مبارزه است که می‌فرمودند: جهاد اصغر را به پایان رسانده و اکنون نوبت جهاد اکبر است. اصحاب عرضه می‌داشتند: مگر جهادی بالاتر از مبارزه با دشمن وجود دارد؟ می‌فرمودند: بله مبارزه با نفس که جهاد اکبر است.  در واقع، این فرمان، یکی از بزرگ‌ترین نسخه‌های شفابخش برای دوران پس از جهاد و زمان اسارت و همچنین پس از آن است چراکه به‌طور معمول در زمان ازدست‌دادن هر نعمت، قدر و ارزش آن، شناخته شده و به دست می‌آید و محیط اسارت مجموعه‌ای از قدر‌شناسی‌ها به دلیل ازدست‌رفتن بسیاری از نعمت‌های مادی نظیر سلامتی، آزادی و… بود که پس از مدتی معرفت به صاحب و خالق این نعمات ایجاد شد که درک و فهم این موضوع بزرگ‌ترین الفبای آرامش را به ارمغان می‌آورد و دل‌ها هرچه بیشتر به آن‌سو متمایل می‌شود. کم‌کم زمینه یادگیری و آموزش با موضوعات مختلف اجتماعی، اعتقادی و… به وجود می‌آمد و رفته‌رفته با احساس مسوولیت دانایان، زمینه‌های خویشتن‌داری و شکیبایی پررنگ‌تر و با تغییر شیوه مبارزه، برگ زرین دیگری از دوران اسارت رقم می‌خورد…  آنچه نگارنده را به نوشتن این مطلب ترغیب کرد، موضوع تامل، تحمل و تعامل از سوی دوستان آزاده در زمان اسارت در تقابل با سختی‌ها و رنج‌های این دوران بود اما متاسفانه پس از آزادی و ورود به کشور به جای تقابل با مشکلات، آنچه مشاهده شد تقابل و ‌رویارویی به جای تامل و تحمل و تعامل بود که شاهد مثال آن جابه‌جایی دولت‌هاست که به جای استفاده از تجارب و همفکری‌ها در جهت اهداف مشترک، تقابل آنها بیش از هر چیز دیگر به چشم می‌آید.  بعضی‌ها با استفاده از قانون سعی در ایجاد زیر ساخت‌ها برای ساختن کشور در ابعاد مختلف هستند و عده‌ای دیگر با استفاده و در اختیار داشتن همین قانون در نقطه مقابل آن عمل می‌کنند و تمامی سرمایه کشور در این جهت هزینه و مصرف می‌شود.
در حال حاضر، سعی و تلاش افراد جدید، بازگشت به همان موقعیتی است که قبلا وجود داشت. ببینید چقدر باید تلاش کرد که دوباره به نقطه اول برگردیم؟ ترس اینجاست که اگر این دولت به این امر مهم نایل‌ آید چه تضمینی وجود دارد که دولت بعدی این کار را ادامه دهد؟ یا اینکه خدای‌ناکرده باز هم در تقابل این دولت عمل کند؟ تا کی باید آزمون و خطا باشد؟ یکی تعهد را و دیگری تخصص را ملاک قرار می‌دهد، یکی فرد را محور قرار داده و دیگری برنامه‌محور  است، یکی دری را می‌بندد و دیگری می‌گشاید و…  با تمام این تفاسیر تا کی باید تقابل صورت پذیرد و سرمایه‌های عظیم مملکت نابود شود؟ در این آشفته‌بازار داخلی، همسایگان خارجی از حوزه‌های مشترک نهایت استفاده و بهره‌برداری را کرده و می‌کنند. آیا بهتر نیست به جای شعار «دفاع از ارزش‌ها»، به آنها عمل کنیم؟ همانند دوران دفاع مقدس که مردم به جوانانی گمنام اعتماد کردند که نتیجه آن پرورش سردارانی گمنام و بی‌ادعا بود. آیا این تجربه نباید بار دیگر عملی شود تا جوانان برومند این سرزمین پا به عرصه گذاشته و میدانداری کنند؟ و این عرصه دایم در حال تکرار باشد و این‌بار زمینه شناسایی دانشمندان سردار در تمام عرصه‌ها فراهم آید؟ اگر ما بر این دو موضوع تامل کنیم درخواهیم یافت، مبدا و مقصد یکی است و فهم و درک این موضوع یعنی همان الفبای آرامش که با صبوری می‌توان عرصه را برای پرورش استعدادها فراهم آورد تا همچون زمان دفاع مقدس که هر رزمنده‌ای علم مبارزه بر دوش می‌گرفت، این‌بار اجازه دهیم که قلم‌ها، علم مبارزه شوند و در این عصر غربت انسانیت به حرکت درآمده و میدانداری کنند تا دشمن اصلی انسان که همان جهل اوست را هدف قرار داده و زمینه تعامل اندیشه‌ها را هرچه بیشتر فراهم آورند.
برگرفته از روزنامه شرق
منبع اینترنتی:http://sharghdaily.ir/?News_Id=17891



نام:

رایانامه:

متن: